گفتگو

کودک‌سربازی و دیوار بلند حاشا؛ نقد اظهارات ریوار آبدانان

گفتگوی اختصاصی با دکتر روژین سرمدی درباره شگردهای لغوی پژاک برای فرار از مسئولیت‌های بین‌المللی، فاجعه ناپدیدسازی قهری و تناقض بنیادین با شعار «زن، زندگی، آزادی»

انتشار مصاحبه اخیر ریوار آبدانان، سخنگوی حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، بار دیگر پرونده جنجالی حضور نوجوانان زیر ۱۸ سال در ساختارهای شبه‌نظامی را به کانون توجه رسانه‌ها و فعالان مدنی بازگرداند. در حالی که آبدانان با تکیه بر مفاهیمی چون «دموکراسی» و شعار «زن، زندگی، آزادی»، به‌کارگیری کودکان را تکذیب کرده و حضور آنان را صرفاً «حمایتی و آموزشی» توصیف می‌کند، مستندات میدانی از واقعیتی متفاوت و تکان‌دهنده پرده برمی‌دارند. تناقض میان روایت رسمی این حزب و شواهد گردآوری‌شده در کتاب The Lost (گم‌شدگان) و پرونده‌های مستندی نظیر «اسرین محمدی»، پرسش‌های جدی و بی‌پاسخی را پیرامون ناپدیدسازی قهری و نقض پروتکل‌های بین‌المللی مطرح کرده است.

دیدبان حقوق بشر کردستان ایران در تلاشی برای واکاوی این شکاف عمیق میان ادعا و واقعیت، به سراغ سرکار خانم دکتر روژین سرمدی، پژوهشگر حقوق بشر دوستانه، رفته است. در این گفتگوی چالشی، به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که چگونه نقاب «آموزش» می‌تواند ابزاری برای توجیهِ نقض بنیادین حقوق کودک باشد و چرا پاسخگویی شفاف و نظارت‌ناپذیری اردوگاه‌ها، بزرگ‌ترین مانع در مسیر اعتباربخشی به ادعاهای دموکراتیک این جریان است.

دیدبان حقوق بشر کردستان ایران: خانم دکتر سرمدی! اخیراً ریوار آبدانان، سخنگوی پژاک، در مصاحبه‌ای تلاش کرد میان «عضویت رسمی» و «حضور نوجوانان در مراکز آموزشی» تفکیک قائل شود. او مدعی است که سن عضویت ۱۸ سال است، اما حضور افراد زیر این سن را تحت عنوان «حمایت آموزشی» و «پناه دادن» توجیه می‌کند. از منظر حقوقی، این تفکیک چقدر اعتبار دارد؟

دکتر روژین سرمدی: این تفکیک صرفاً یک «آرایش لغوی» برای فرار از مسئولیت‌های بین‌المللی است. طبق پروتکل‌های ژنو کال (Geneva Call) که گروه‌های مسلح غیردولتی مدعی پایبندی به آن هستند، هرگونه پیوند کودک با یک ساختار مسلح — چه نامش آموزش باشد، چه تدارکات و چه پناه دادن — مصداق بارز کودک‌سربازی است. وقتی نوجوانی در اردوگاه‌های تحت کنترل یک گروه مسلح نگهداری می‌شود، او از حق بنیادینِ «دور ماندن از منازعات» محروم شده است. آقای آبدانان با استفاده از واژگان تلطیف‌شده، در حال انکار یک حقیقت حقوقی ساده است: محیط نظامی برای کودک، هرگز آموزشی یا حمایتی نیست، بلکه بستری برای نظامی‌گری است.

دیدبان حقوق بشر کردستان ایران: ایشان مدعی هستند که این نوجوانان به دلیل «ستم اجتماعی» یا «مشکلات خانوادگی» به آن‌ها پناه می‌برند. اما مستندات ما در «دیدبان حقوق بشر کردستان ایران» و به‌ویژه موارد ثبت‌شده در کتاب «The Lost» (گم‌شدگان)، روایت دیگری دارند. تحلیل شما از این تناقض چیست؟

دکتر روژین سرمدی: دقیقاً همین‌جاست که روایت رسمی پژاک فرو می‌پاشد. کتاب The Lost مجموعه‌ای از پرونده‌های مستند نوجوانانی است که نه برای پناهندگی، بلکه با وعده‌های فریبنده‌ای مثل «تحصیل در خارج» یا «کار در اروپا» جذب شده و سپس ناپدید شده‌اند. ما در اینجا با پدیده ناپدیدسازی قهری روبرو هستیم. خانواده‌هایی که فرزندانشان بدون اطلاع آن‌ها ناپدید شده و سال‌هاست تماسی با آن‌ها ندارند، چگونه می‌توانند ادعای «پناه آوردن داوطلبانه» را باور کنند؟ اگر این نوجوانان پناهنده هستند، چرا حق تماس آزادانه با والدین خود را ندارند؟ این نشان می‌دهد که موضوع از «پناهندگی» به «سوءاستفاده از آسیب‌پذیری کودک» تغییر ماهیت داده است.

دیدبان حقوق بشر کردستان ایران: آبدانان در مصاحبه تأکید کرد که این افراد در فعالیت‌های نظامی نقشی ندارند. اما انتشار خبر کشته‌شدن نوجوانانی مثل اسرین محمدی، ناصر علیزاده یا بنیامین فرج‌زاده در درگیری‌های مسلحانه، با این ادعا چه نسبتی دارد؟

دکتر روژین سرمدی: این بزرگ‌ترین شاهدِ نقض ادعاهای پژاک است. پرسش اینجاست: اگر این کودکان صرفاً در «مراکز آموزشی» بودند، چطور تصاویر آن‌ها در لباس نظامی و با اسلحه در اطلاعیه‌های رسمی سازمان به عنوان «رزمنده کشته‌شده» منتشر می‌شود؟ پرونده‌های افرادی چون ناصر علیزاده یا بنیامین فرج‌زاده، مستندات زنده‌ای هستند که نشان می‌دهند مرزِ میان «مرکز آموزشی» و «خط مقدم جبهه» در این گروه‌ها عملاً وجود ندارد. نوجوانانی که در سنین پایین جذب شده‌اند، به جای مدرسه، سر از میدان جنگ درآورده‌اند و این با هیچ توجیهی از جمله «دفاع مشروع» سازگار نیست.

دیدبان حقوق بشر کردستان ایران: ما همواره خواستار نظارت بر اردوگاه‌ها بوده‌ایم اما پاسخی دریافت نکرده‌ایم. چرا شفافیت در این زمینه برای این گروه‌ها اینقدر دشوار است؟

دکتر روژین سرمدی: چون شفافیت، پایانِ این روایت‌های دروغین است. اگر آن‌طور که آقای آبدانان می‌گوید، این مراکز صرفاً حمایتی هستند، چرا امکان بازدید خبرنگاران مستقل، نهادهای بی‌طرف بین‌المللی و گزارشگران حقوق بشر فراهم نمی‌شود؟ چرا اجازه مصاحبه مستقل و بدون حضور کادرها با این نوجوانان داده نمی‌شود؟ در غیاب نظارت مستقل، تمام ادعاهای دموکراتیک پژاک زیر سؤال است. فاصله میان آنچه در رسانه می‌گویند با آنچه در اردوگاه‌های بسته رخ می‌دهد، تنها با «نظارت» پر می‌شود که این گروه‌ها به‌شدت از آن هراس دارند.

دیدبان حقوق بشر کردستان ایران: در پایان، نسبتِ این رفتارها را با شعار ژن، ژیان، آزادی که ریوار آبدانان بارها به آن افتخار کرد، چگونه می‌بینید؟

دکتر روژین سرمدی: این یک تناقضِ دردناک است. شعار «ژن، ژیان، آزادی» بر کرامت انسانی و رهایی تأکید دارد، اما رفتارِ این گروه‌ها در قبال کودکان، بازتولیدِ همان ستم و سرکوبی است که ادعا می‌کنند علیه آن می‌جنگند. شما نمی‌توانید مدعی آزادیِ زن باشید، اما حقِ کودکی را از دختران نوجوان بگیرید و آن‌ها را در ساختارهای فرقه‌ای ناپدید کنید. دموکراسی با «پاسخگویی» آغاز می‌شود. تا زمانی که پژاک پاسخِ خانواده‌های داغدار را ندهد و دسترسی به فرزندانشان را فراهم نکند، شعار ژن ژیان آزادی در دهانِ آن‌ها تنها یک ابزار تبلیغاتی برای پوشاندن نقضِ سیستماتیک حقوق بشر است. هیچ توجیه سیاسی نمی‌تواند «کودک‌سربازی» را به دموکراسی پیوند بزند.

دیدبان حقوق بشر کردستان ایران: با سپاس از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. آنچه از این گفتگو برمی‌آید، ضرورت عبور از لفاظی‌های سیاسی و مواجهه با حقیقتِ تلخِ نقض حقوق بشر در کوهستان‌های دوردست است. پرونده‌های مفتوح در کتاب «The Lost» و نگاه‌های منتظرِ خانواده‌هایی که فرزندانشان در ابهامِ «مراکز آموزشی» ناپدید شده‌اند، سندی زنده است که با هیچ مصاحبه یا بیانیه‌ای پاک نخواهد شد.

پاسخگویی، نه یک انتخاب، بلکه یک تعهد بنیادین برای هر جریانی است که مدعی مبارزه برای آزادی است. «دیدبان حقوق بشر کردستان ایران» بار دیگر تأکید می‌کند که معیار سنجش هر حرکت دموکراتیک، نه در طنینِ شعارهای رهایی‌بخش، بلکه در میزانِ پایبندی عملی به حقوقِ بی‌دفاع‌ترین قشر جامعه، یعنی کودکان، و احترام به حقِ خانواده‌ها برای اطلاع از سرنوشت فرزندانشان نهفته است. ما همچنان بر مطالبه خود مبنی بر لزوم نظارت مستقل بین‌المللی بر اردوگاه‌ها و آزادی بی‌قید و شرط تمام نوجوانان زیر سن قانونی پافشاری خواهیم کرد؛ چرا که باور داریم هیچ «آرمان سیاسی» والاتر از «حقِ زندگی و کودکی» نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا