بامداد ۴ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱:۴۱ دقیقه، زمانی که شهر در آرامش خواب بود، حملات هوایی انتسابی به آمریکا و اسرائیل، کوچه قرهباغی تبریز را به تلی از خاکستر بدل کرد. این حمله در تاریکترین ساعت شب، فاجعهای انسانی رقم زد:
آمار قربانیان: دستکم ۹ نفر جان باختند (۳ زن، ۲ کودک و ۴ مرد).
مجروحان: ۲۸ شهروند راهی بیمارستان شدند.
تخریب مادی: ۲۰ واحد مسکونی بهطور کامل فروریخت و در محله امام حسین نیز زیرساختهای حیاتی برق و خدمات عمومی نابود شد.

روایت جانهای سوخته؛ فراتر از آمار
پشت هر عدد در این فاجعه، قصهای پردرد نهفته است:
ایثار مادرانه: مادری که در لحظه ریزش سقف، خود را سپر فرزندش کرد؛ او جان داد اما آغوشش تا آخرین لحظه پناهگاه کودکش ماند.
حلما؛ تنها بازمانده: کودک یکسالهای که تمام خانوادهاش (۴ نفر) را در یک لحظه از دست داد و تنها تن رنجور او از زیر آوار زنده بیرون آمد.
فاطمه و مهیا: دو خواهر خردسالی که قربانی شدند. پیکر فاطمه، دانشآموز کلاس دوم، پس از ساعتها جستجو در حالی پیدا شد که امدادگران با چشمانی اشکبار بر بالینش ایستادند.
واکاوی نقض حقوق بینالملل بشردوستانه (IHL)
این حمله علیه غیرنظامیان، نقض صریح چندین قاعده بینالمللی است:
نقض اصل تفکیک (Distinction): طبق ماده ۴۸ پروتکل الحاقی اول کنوانسیونهای ژنو، طرفهای درگیر ملزم به تشخیص میان اهداف نظامی و غیرنظامی هستند. حمله به کوچه مسکونی بدون هیچ هدف نظامی، نقض بنیادین این اصل است.
ممنوعیت حملات نامتناسب (Proportionality): مطابق ماده ۵۱ (۵) (ب)، حملاتی که تلفات غیرنظامی آنها بیش از مزیت نظامی مشخص باشد، ممنوع است. کشتار کودکان در خواب هیچ توجیه نظامی ندارد.
نقض اصل احتیاط (Precaution): بر اساس ماده ۵۷، مهاجم باید تمام تدابیر ممکن را برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان به کار گیرد؛ وقوع این فاجعه نشاندهنده نادیده گرفتن کامل این الزام است.
نقض کنوانسیون حقوق کودک: کشته شدن فاطمه و مهیا، نقض صریح ماده ۳۸ کنوانسیون حقوق کودک است که بر حفاظت ویژه از کودکان در مخاصمات تأکید دارد.
مسئولیت کیفری و جنایت جنگی
با توجه به عمدی بودن حملات و عدم تمایز میان اهداف، این واقعه طبق ماده ۸ (۲) (ب) اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی (ICC)، به عنوان «جنایت جنگی» قابل پیگرد است. تخریب عمدی مساکن شهروندان و کشتار زنان و کودکان، عناصر مادی و معنوی این جنایت را تکمیل میکند.
نتیجهگیری
فاجعه تبریز تنها یک آمار نیست؛ دفن شدن زندگی زیر آوار است. عاملان این حمله طبق دکترین «مسئولیت بینالمللی دولتها»، ملزم به پاسخگویی حقوقی و جبران خسارات وارده به بازماندگانی چون «حلما» هستند که زندگیشان در یک بامداد سیاه به یغما رفت.





