مقاله

«حق امید» و امکان عبور از منازعه مسلحانه؛ آیا پرونده اوجالان می‌تواند الگویی برای صلح پایدار در منطقه باشد؟

تحلیلی به قلم فرزاد مارابی پیرامون چرخش فکری عبدالله اوجالان، بن‌بست راهبردهای نظامی پ‌ک‌ک و پژاک و ظرفیت‌های حقوقی «حق امید» در گذار به صلح و گفت‌وگوی سیاسی

نویسنده: فرزاد مارابی – عضو سابق پژاک یادداشت وارده

در خاورمیانه‌ای که دهه‌هاست منازعات قومی، امنیتی و ژئوپلیتیکی درهم تنیده شده‌اند، هر روزنه‌ای برای عبور از چرخه خشونت، واجد اهمیت تاریخی است. تحولات اخیر پیرامون پرونده عبدالله اوجالان و بحث «حق امید» را نیز باید در همین چارچوب مورد توجه قرار داد؛ نه صرفاً به‌عنوان یک پرونده حقوقی، بلکه به‌مثابه فرصتی برای بازاندیشی درباره امکان پایان دادن به منازعات مسلحانه‌ای که دهه‌هاست امنیت، توسعه و زندگی انسانی را در مناطق کردنشین تحت تأثیر قرار داده‌اند.

عبدالله اوجالان، بنیانگذار حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک)، در دهه‌های گذشته نماد یکی از مهم‌ترین جنبش‌های مسلحانه کردی در منطقه بود. پ‌ک‌ک با رویکردی مبتنی بر مبارزه مسلحانه، تلاش داشت پروژه تشکیل کشوری مستقل به نام «کردستان» را از طریق جنگ چریکی و درگیری مسلحانه پیش ببرد. اما گذر زمان، هزینه‌های انسانی سنگین، خشونت گسترده، کشته شدن غیرنظامیان، تخریب زیرساخت‌ها و فرسایش اجتماعی، این مسیر را با چالش‌های جدی مواجه کرد.

ترکیه که به‌عنوان عضو ناتو در بلوک غرب قرار داشت، در تعاملات امنیتی با ایالات متحده و اسرائیل، اوجالان را در سال ۱۹۹۹ در کنیا بازداشت کرد. اما شاید مهم‌تر از بازداشت او، تحولاتی بود که پس از آن در اندیشه و رویکرد سیاسی وی شکل گرفت.

اوجالان در زندان به‌تدریج از ایده تشکیل دولت ـ ملت مستقل کردی فاصله گرفت و تحت تأثیر نظریات Murray Bookchin، متفکر آمریکایی، به سمت مفاهیمی چون «کنفدرالیسم دموکراتیک»، مدیریت محلی، توزیع قدرت و خودگردانی اجتماعی حرکت کرد. تغییری که بسیاری آن را نه صرفاً یک تحول فکری، بلکه نتیجه بازتعریف معادلات منطقه‌ای و امنیتی پیرامون مسئله کردی می‌دانند.

در همین دوره، شاخه‌ها و جریان‌های نزدیک به پ‌ک‌ک در کشورهای مختلف منطقه مسیرهای متفاوتی را تجربه کردند. در عراق، شکل‌گیری حکومت اقلیم کردستان و روابط پیچیده اما نزدیک آن با ترکیه، موجب محدود شدن فضای تحرک پ‌ک‌ک شد. همکاری‌های امنیتی و اقتصادی میان آنکارا و اربیل، ضربات قابل توجهی به ساختارهای این گروه وارد کرد.

در سوریه اما وضعیت متفاوت بود. جنگ داخلی سوریه و خلأ قدرت در شمال این کشور، فرصت تازه‌ای برای شاخه سوری پ‌ک‌ک فراهم کرد؛ جریانی که بعدها با نام‌ها و ساختارهای متعددی شناخته شد. ایالات متحده آمریکا نیز در چارچوب رقابت‌های منطقه‌ای و مبارزه با داعش، برای این نیروها نوعی حاشیه امنیت ایجاد کرد. با این حال، فشارهای مستمر ترکیه و عملیات‌های نظامی آنکارا مانع از تثبیت کامل این وضعیت شد.

در ایران نیز شاخه موسوم به پژاک، از ابتدای شکل‌گیری خود، همواره در چارچوبی فراتر از یک گروه محلی تحلیل شده است. انتشار تصاویر و اسناد مرتبط با حضور چهره‌هایی چون Kenneth Timmerman در کنار مؤسسان پژاک، نگاه‌های متعددی را درباره پیوندهای خارجی و کارکردهای نیابتی این گروه مطرح کرده است؛ موضوعی که طی سال‌های گذشته بارها محل بحث‌های امنیتی و سیاسی بوده است.

مرور این تاریخچه از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد مسئله کردی در منطقه، صرفاً یک موضوع داخلی یا قومی نبوده، بلکه همواره در متن رقابت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی تعریف شده است. با این حال، آنچه امروز اهمیت بیشتری دارد، نه بازتولید چرخه تقابل، بلکه جست‌وجوی راهی برای خروج از آن است.

در همین چارچوب، بحث «حق امید» در پرونده اوجالان واجد اهمیت ویژه‌ای است. دیوان اروپایی حقوق بشر در سال ۲۰۱۴ اعلام کرد که محروم کردن زندانی از هرگونه امکان آزادی در آینده، ناقض کرامت انسانی و حقوق بنیادین بشر است. بر اساس این رأی، حکم «حبس ابد تشدیدیافته» بدون امکان بررسی آزادی مشروط، با اصول حقوق بشری سازگار نیست.

اکنون در فضای سیاسی ترکیه، بحث‌هایی مطرح شده مبنی بر اینکه انحلال رسمی پ‌ک‌ک و پایان فعالیت‌های مسلحانه می‌تواند زمینه‌ای برای بهره‌مندی اوجالان از «حق امید» و بازنگری در وضعیت حقوقی او فراهم کند. هرچند تحقق عملی این سناریو همچنان محل تردید و مناقشه است، اما اصل طرح چنین ایده‌ای، حامل یک پیام مهم است: امکان عبور از منازعه مسلحانه از طریق سازوکارهای سیاسی و حقوقی.

این همان نقطه‌ای است که می‌تواند برای کل منطقه واجد اهمیت باشد؛ به‌ویژه در شرایطی که دهه‌ها خشونت مسلحانه، نه‌تنها دستاورد پایداری برای گروه‌های درگیر ایجاد نکرده، بلکه موجب نهادینه شدن ناامنی, نقض گسترده حقوق بشر، توقف توسعه و فرسایش اجتماعی شده است.

شاید امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز باشد که گروه‌های مسلح فعال در مناطق قومی و اتنیکی منطقه، این پرسش بنیادین را مطرح کنند که آیا ادامه مسیر نظامی، همچنان می‌تواند راه‌حل باشد؟ تجربه دهه‌های گذشته نشان می‌دهد که جنگ و خشونت، اگرچه ممکن است در مقاطعی قدرت تولید کند، اما الزاماً به تولید ثبات، توسعه و امنیت پایدار منجر نمی‌شود.

در مقابل، حرکت به سمت گفت‌وگوی سیاسی، مشارکت مدنی، رقابت دموکراتیک و پیگیری مطالبات از مسیرهای غیرخشونت‌آمیز، می‌تواند امکان شکل‌گیری یک الگوی «برد ـ برد» را فراهم کند؛ الگویی که هم مطالبات هویتی و فرهنگی را به رسمیت بشناسد و هم از فروغلتیدن جوامع به چرخه بی‌پایان خشونت جلوگیری کند.

بدیهی است که چنین مسیری ساده نیست. سال‌ها مبارزه مسلحانه، بخشی از هویت و ساختار بسیاری از این گروه‌ها شده است و پایان دادن به آن، صرفاً یک تصمیم سیاسی نیست؛ بلکه نیازمند بازتعریف هویت، راهبرد و حتی مشروعیت تاریخی آنهاست. اما شاید دقیقاً همین‌جا مفهوم واقعی «شهامت سیاسی» معنا پیدا می‌کند؛ شهامتی برای پایان دادن به جنگ، نه ادامه آن.

پرونده اوجالان و بحث «حق امید»، فارغ از همه اختلاف‌نظرها و پیچیدگی‌های سیاسی، می‌تواند فرصتی برای اندیشیدن به همین امکان باشد: اینکه آیا می‌توان منازعات مسلحانه فرسایشی در منطقه را به مسیر گفت‌وگو، سیاست و توسعه منتقل کرد؟

پاسخ قطعی به این پرسش در اختیار هیچ رسانه, نهاد یا تحلیلگری نیست. اما تبیین این امکان و پیشنهاد آن به‌عنوان یک راهکار عقلانی، ضرورتی است که نمی‌توان از آن چشم پوشید. منطقه ما بیش از هر زمان دیگری به صلحی نیاز دارد که نه بر پایه حذف و سرکوب، بلکه بر اساس گفت‌وگو، حقوق انسانی و امنیت معطوف به توسعه شکل گرفته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا