بیانیه دیدبان حقوق بشر کردستان ایران در تبیین موضع رسمی پس از وقفه رسانهای ناشی از محدودیتهای اینترنت و حوادث تأسفبار اخیر
در بیش از یک ماه گذشته، بهدلیل اعمال محدودیتهای گسترده بر اینترنت در ایران، دیدبان حقوق بشر کردستان ایران امکان انتشار گزارشها، تحلیلها و مواضع خود را در بستر رسمی وبسایت نداشت. این وقفه رسانهای، نه از سر سکوت یا بیتفاوتی، بلکه ناشی از انسداد زیرساختهای ارتباطی و محرومسازی نهادهای مدنی از حق بنیادین اطلاعرسانی بود. اکنون، با رفع نسبی این محدودیتها، وظیفه خود میدانیم نخستین موضع رسمی خود را در قبال رخدادهای اخیر با افکار عمومی در میان بگذاریم.
۱. اعتراض مدنی، حقی قانونی و بنیادین
دیدبان حقوق بشر کردستان ایران تأکید میکند که اعتراض مدنی شهروندان نسبت به مسائل و چالشهای موجود در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، حقی بدیهی و قانونی است. متأسفانه علیرغم تصریح قانون بر این حق، تاکنون هیچ سازوکار شفاف، امن و مؤثری برای تحقق آن از سوی نهادهای مسئول طراحی و اجرا نشده است.
ما بر این باوریم که اگر اعتراضات مردمی ـ بهویژه اعتراضات صنفی و معیشتی ـ در همان چارچوبهای مسالمتآمیز اولیه ادامه مییافت و به خشونت کشیده نمیشد، دولت ناگزیر به پاسخگویی و تمکین در برابر مطالبات مشروع شهروندان میگردید. در این میان، باید بررسی شود که چه گروهها و چه منافع پنهانی از انحراف مسیر اعتراضات و حذف ارز ترجیحی سود بردهاند. آنچه آشکار است، وجود نشانههای جدی از سوءمدیریت در بخشهای مختلف حاکمیتی است.
۲. انحراف اعتراضات و ورود به چرخه خشونت
مسیر اعتراضات زمانی بهطور جدی دچار انحراف شد که برخی گروههای شبهنظامی و تجزیهطلب کرد با صدور فراخوان اعتصاب، عملاً فضا را ملتهب کردند؛ هرچند که در ظاهر از اعتصاب فراتر نرفتند، اما همین کنشها بستری برای گسترش خشونت فراهم آورد.
این روند با فراخوانهای بعدی، بهویژه از سوی رضا پهلوی برای تجمع در ساعات غروب و سپس فراخوان تسخیر شهرها، به اوج خود رسید. بنا بر شهادتهای میدانی و گزارشهای عینی، موج اصلی خشونت پس از این فراخوانها آغاز شد.
در این میان، دو مسئله اساسی وجود دارد:
- نخست، اینکه فراخوانهای خشونتمحور ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ مسیر یک اعتراض مدنی که میتوانست فراگیر، مؤثر و مشروع باشد را به بیراهه برد. ما، مسئولیت اصلی این انحراف و پیامدهای فاجعهبار آن را متوجه شخص رضا پهلوی میدانیم.
- دوم، سوءمدیریت نهادهای حاکمیتی در پیشگیری از خشونت است. تجربه نشان داده است که فراخوانهای شبانه، غالباً به درگیری منجر میشوند. با این حال، به نظر میرسد نگاه پیشگیرانه و مبتنی بر کنترل بحران در مدیریت شهرها وجود نداشته است. اگر گزارشهای مربوط به در اختیار داشتن سلاح توسط افراد عادی صحت داشته باشد، به معنای نزدیک شدن جامعه به وضعیت خطرناک جنگ داخلی است؛ شرایطی که در آن نهادهای مسئول باید پاسخگو باشند. در چنین فضایی، تیراندازی به نیروهای نظامی نیز واکنش متقابل را به دنبال دارد و حاصل آن، قربانیان بیشمار از میان مردم عادی است.
۳. ضرورت تعریف سازوکار قانونی و پاسخگویی
دیدبان حقوق بشر کردستان ایران انتظار دارد:
- مسیر اعتراض مدنی شهروندان، از طریق سازوکارهایی شفاف، سهل، امن و قانونمند تعریف و بهصورت گسترده اطلاعرسانی شود.
- تمامی قصور و تقصیرها، چه در سطح تصمیمگیری و چه در سطح اجرا، از طریق فرآیندهای قانونی و قضایی مستقل مورد رسیدگی قرار گیرد.
۴. گفتوگو در برابر جنگ
در روزهایی که دوگانهی «جنگ یا مذاکره» بهطور مکرر تکرار میشود، ما تأکید میکنیم که گفتوگو و مذاکره، در هر شرایطی، گزارهای عقلانی و انسانی است و جنگ، در هر شکلی، نحس و ویرانگر. تجربه تاریخی نشان داده است که در هر جنگ، به ازای کشته شدن یک فرد شاخص، دهها و گاه صدها شهروند عادی قربانی میشوند.
ما خواهان جایگزینی پارادایم گفتوگو و صلح بهجای خشونت و جنگ هستیم. از جامعه جهانی انتظار داریم با بهرهگیری از مسیرهای آزمودهشده در سایر نقاط جهان، ایران را نیز به سوی راهحلهای مبتنی بر گفتوگو و مصالحه سوق دهند. ما یک نهاد سیاسی نیستیم، اما برای نجات جان انسانهای بیگناه، از همه بازیگران سیاسی میخواهیم کانالهای گفتوگو را مسدود نکنند. الگوی «برد-برد»، تنها چارچوب واقعگرایانه و قابل تحقق برای برونرفت از بحرانهای کنونی است.
۵. همراهی با خانوادههای قربانیان
در این مدت، همکاران ما در دیدبان حقوق بشر کردستان ایران کوشیدهاند با ارائه مشاورههای حقوقی و راهنماییهای قانونی، در کنار خانوادههای قربانیان دیماه باشند. رنج این خانوادهها عمیق و جانکاه است. باور ما این است که توجه به نکات و هشدارهای مطرحشده در این بیانیه، میتواند گامی هرچند کوچک در جهت کاستن از آلام آنان باشد.
۶. ضرورت آسیبشناسی اجتماعی خشونت
ما اعتقاد داریم که ساختار و کیفیت خشونت شکلگرفته در جامعه، نیازمند آسیبشناسی عمیق جامعهشناختی است. جامعهای که به چنین سطحی از آستانه خشم میرسد، نشانههای بیماری را بروز داده است. جامعه، ترکیبی از مردم و حاکمیت است و اصلاح روندها و فرآیندها، باید بهسرعت در دستور کار قرار گیرد.
دیدبان حقوق بشر کردستان ایران
بهمن ۱۴۰۴





