خطاب به تمام انسانهایی که هنوز وجدانشان زنده است
به نام انسانیت
ما، جمعی از خانوادههای دادخواه کرد ایرانی، این نامه را نه فقط به دولتها و نهادهای رسمی، بلکه به وجدان بیدار بشریت مینویسیم؛ به هر انسانی که هنوز میتواند صدای گریه یک مادر، چشمانتظار یک پدر و فروپاشی یک خانواده را درک کند.
سالهاست فرزندان ما، دختران و پسران جوان و بیگناه، در اردوگاههای گروه شبهنظامی موسوم به «پاک» (حزب آزادی کردستان) به رهبری حسین یزدانپناه گرفتار شدهاند؛ اردوگاههایی که روایتهای مستند از درون آنها، تصویری هولناک از فشار روانی، محرومیت، خشونت سازمانیافته، قطع ارتباط با خانواده، و رفتارهای غیرانسانی را آشکار کرده است. آنچه در این اردوگاهها رخ میدهد، نه فعالیت سیاسی است و نه مبارزه برای آزادی؛ بلکه شکلی آشکار از سلب اراده، اسارت روح و نابودی انسانیت است.
ما خانوادههایی هستیم که سالها میان امید و کابوس زندگی کردهایم. مادرانی که صدای فرزندشان را نشنیدهاند، پدرانی که هر شب با عکس فرزندشان به خواب میروند، خواهران و برادرانی که نمیدانند عزیزانشان زندهاند یا قربانی خشونتی خاموش شدهاند.
دو سال پیش، جمعی از ما با تحمل تهدیدها، فشارها و هزینههای سنگین، شکایتی رسمی علیه حسین یزدانپناه و گروه تحت امر او در دادگاه اربیل ثبت کردیم؛ شکایتی درباره ربایش، محرومیت اجباری از ارتباط با خانواده، نگهداری غیرقانونی افراد، اعمال خشونت، و نقض آشکار حقوق انسانی اعضای گرفتار در کمپهای این گروه.
اما اکنون، پس از گذشت دو سال، این پرونده همچنان در بلاتکلیفی مطلق باقی مانده است. نه دادگاهی برگزار شد، نه تحقیق شفافی انجام گرفت و نه صدای ما شنیده شد. ما با اندوه و خشم میپرسیم:
- در اقلیم کردستان عراق چه میگذرد؟
- آیا حاکمیت قانون تنها یک شعار است؟
- آیا برخی گروههای مسلح، فراتر از قانون و مصون از هرگونه پاسخگویی شدهاند؟
- آیا حکومت اقلیم کردستان عراق همانگونه که خواهان خودمختاری سیاسی است، از اصول حقوق بشر و قواعد بینالمللی نیز اعلام استقلال کرده است؟
- چگونه ممکن است دهها خانواده دادخواه، سالها فریاد بزنند اما هیچ نهاد مؤثری برای نجات فرزندانشان اقدام نکند؟
- چرا سازمانهای حقوق بشری در برابر این رنج آشکار، سکوت کردهاند؟
- چرا پارلمانترهای اروپایی، رسانههای بینالمللی و مدعیان دفاع از حقوق زنان و کودکان، چشم خود را بر این فاجعه بستهاند؟
ما شهادتها، اسناد و روایتهایی در اختیار داریم که نشان میدهد در این اردوگاهها، انسانها تحت فشارهای شدید روحی و روانی قرار میگیرند، از ابتداییترین حقوق انسانی محروم میشوند و هرگونه تلاش برای خروج یا ارتباط با خانواده با تهدید و مجازات پاسخ داده میشود. آنچه بر برخی دختران و پسران جوان در این کمپها گذشته، چنان تلخ و تکاندهنده است که زبان از بیان همه ابعاد آن عاجز میماند.
ما امروز، نه از سر سیاست، بلکه از سر درد سخن میگوییم. ما خانوادههایی هستیم که تنها خواستهمان بازگشت فرزندانمان به زندگی عادی و پایان دادن به این چرخه خشونت و بیعدالتی است.
مطالبات روشن و فوری ما عبارتاند از:
- آزادی فوری تمامی کودکان، دختران و پسران گرفتار در اردوگاههای گروه پاک و فراهم شدن امکان بازگشت آزادانه آنان به خانوادههایشان.
- تشکیل یک کمیته حقیقتیاب مستقل و بینالمللی برای بررسی اتهامات مربوط به شکنجه، خشونت، محرومیت اجباری، ناپدیدسازی و سایر رفتارهای غیرانسانی در کمپهای این گروه.
- رسیدگی فوری و شفاف به پرونده ثبتشده در دادگاه اربیل و پایان دادن به روند فرسایشی و سیاسیکاری در این پرونده.
- محاکمه تمامی افرادی که در ارتکاب، پنهانسازی یا حمایت از این اقدامات غیرانسانی نقش داشتهاند؛ چه در داخل گروه و چه در ساختارهایی که با سکوت یا همکاری، زمینه استمرار این وضعیت را فراهم کردهاند.
- فراهم شدن امکان ملاقات آزاد خانوادهها با فرزندانشان، بدون تهدید، کنترل یا فشار امنیتی.
ما این نامه را به تمام نهادهای مسئول، سازمانهای حقوق بشری، رسانههای آزاد، دولت عراق، حکومت اقلیم کردستان عراق، نهادهای بینالمللی، پارلمانترهای اروپایی و هر انسان آزادهای که هنوز دغدغه انسانیت دارد، تقدیم میکنیم.
امروز سکوت، فقط سکوت در برابر یک ظلم نیست؛ سکوت، شریک شدن در ادامه یک فاجعه انسانی است.
با احترام و اندوه
۱۸ خانواده دادخواه کرد ایرانی



