گزارش

گروه‌های مسلح مستقر در اقلیم کردستان عراق چه می‌خواهند؟

دیپلماسی ایرانی: هم‌زمان با واپسین روزهای سال ۱۴۰۴ خورشیدی، جنگ و حملات آمریکا و اسرائیل به‌شدت استمرار دارد و همچنان هیچ طرح یا ابتکار عمل واقعی برای ترک مخاصمه در سطوح بین‌المللی و منطقه‌ای روی میز قرار ندارد. به جز دعوت برخی کشورها مبنی بر کاهش تنش‌ها، صدای واضحی برای میانجیگری شنیده نمی‌شود. اما آیا این به معنای بن‌بست کامل دیپلماتیک است؟ تصور نمی‌کنم پاسخ منفی باشد؛ استمرار این وضعیت می‌تواند زمینه‌ساز یک ابتکار عمل مؤثر برای مدیریت این شرایط دشوار جنگی باشد.

گمانه‌زنی‌ها درباره نقش احزاب مسلح اقلیم کردستان

در شرایط ملتهب فعلی، استفاده ابزاری آمریکا و اسرائیل از احزاب مسلح اقلیم کردستان دوباره در رسانه‌های بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته است. هرچند ترامپ در گفتارهای اخیر خود اعلام کرده علاقه‌ای به استفاده از این سازمان‌ها ندارد، اما به دلیل بی‌ثباتی مواضع او، این گفته‌ها چندان جدی گرفته نمی‌شود.

به‌ویژه آنکه برخی مسئولان این سازمان‌ها در گفت‌وگو با رسانه‌های غربی صراحتاً اعلام کرده‌اند: «اگر ایالات متحده تصمیم بگیرد از احزاب ‎کُرد حمایت کند، ما می‌توانیم آغازگر آزادی باشیم و کنترل شهرها در مناطق کُردنشین را در دست بگیریم». این موضع‌گیری‌ها از چند جنبه حائز اهمیت است:

۱. بی‌توجهی به افکار عمومی شهروندان کرد ایرانی

برای این سازمان‌های مسلح که به صورت علنی از قصد خود برای همراهی با ارتش آمریکا و اسرائیل خبر می‌دهند، افکار عمومی شهروندان کرد در استان‌های کردستان، کرمانشاه، ایلام و آذربایجان غربی هیچ ارزشی ندارد. آن‌ها بر خلاف ادعای نمایندگی، به مخالفت قاطع اکثریت شهروندان با فعالیت‌های مسلحانه بی‌توجه هستند و تنها به دنبال ورود به مرزها زیر سایه حمایت خارجی‌اند.

۲. نقض توافقنامه امنیتی ایران و عراق

دولت محلی اقلیم کردستان بارها اعلام کرده که طبق توافق امنیتی با ایران، این سازمان‌ها خلع سلاح شده‌اند. اما مواضع صریح رهبران این گروه‌ها نشان می‌دهد که ادعای خلع سلاح دقیق نیست. فعال شدن دوباره احزاب مسلح اقلیم کردستان نه تنها امنیتی برای منطقه ندارد، بلکه اقلیم کردستان را بیش از پیش در معرض تهدید و واکنش‌های سخت ایران و گروه‌های همسو قرار می‌دهد.

پرسش‌های راهبردی؛ پیامد حضور مسلحانه در مرزها چیست؟

مانند دهه‌های گذشته، در این موضع‌گیری‌ها دور‌اندیشی دیده نمی‌شود. رهبران این سازمان‌ها باید به این سوالات پاسخ دهند:

  • اگر میان ایران و آمریکا آتش‌بس برقرار شود، چه سرنوشتی در انتظار مقرهای شما در شمال عراق خواهد بود؟

  • آیا حضور مسلحانه شما، دامنه جنگ را به میان غیرنظامیان نمی‌کشاند؟ مسئولیت ویرانی‌ها و کشته شدن هم‌وطنان با کیست؟

  • آیا هزینه‌های حضور نیروهای تکفیری و جریان‌های بنیادگرا در صورت بی‌ثباتی مناطق غربی را در محاسبات خود آورده‌اید؟

درس‌های تاریخ؛ آزموده را آزمودن خطاست

به نظر می‌رسد این سازمان‌ها از گذشته درس نگرفته‌اند. کردها هنوز حافظه تاریخی خود را از دست نداده‌اند و به یاد دارند که درگیری‌های مسلحانه در دهه‌های نخست انقلاب، چگونه روند توسعه و آبادانی این مناطق را برای سال‌ها متوقف کرد. انتظار برای دخالت خارجی و کمپ‌نشینی، رویه‌ای است که پیش از این شکست خورده است؛ چرا که آزموده را آزمودن خطاست.

/ منبع: شرق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا