سالهاست گزارشهای مربوط به بهکارگیری افراد کمسن در گروههای مسلح منتشر میشود. اغلب این گزارشها در قالب آمار خوانده میشوند؛ چند نفر جذب شدند، چند نفر بازنگشتند، چند نفر کشته شدند.
اما این بار ماجرا متفاوت است.
فهرستی منتشر شده که کنار برخی اسامی، تاریخ تولدهایی دیده میشود که اگر درست باشند، نشان میدهد تعدادی از جانباختگان هنوز به هجده سالگی نرسیده بودند. اینجا دیگر بحث فقط یک حمله نظامی نیست؛ پرسش این است که چرا نوجوانی باید در جایی حضور داشته باشد که هر لحظه ممکن است هدف موشک یا پهپاد قرار گیرد؟
دیدبان حقوق بشر کردستان ایران این پرسشها را با دکتر روژین سرمدی، پژوهشگر حقوق بشر و حقوق بینالملل، در میان گذاشته است.
دیدبان: خانم دکتر، بسیاری از رسانهها درباره تعداد کشتهها صحبت میکنند. شما میگویید مسئله اصلی جای دیگری است. کجا؟
دکتر روژین سرمدی: وقتی سن قربانیان پایین میآید، سؤال نیز عوض میشود. دیگر نخستین پرسش این نیست که چه کسی شلیک کرد؛ نخستین پرسش این است که چه کسی اجازه داد یک نوجوان در محیطی باشد که اساساً برای عملیات نظامی طراحی شده است. اگر این نقطه را نبینیم، مهمترین بخش ماجرا را نادیده گرفتهایم.
دیدبان: یعنی حتی پیش از بررسی خود حمله، باید به تصمیمهای داخلی گروه نگاه کرد؟
دکتر سرمدی: دقیقاً. حقوق بشر فقط درباره لحظه مرگ صحبت نمیکند؛ درباره زنجیره تصمیمهایی صحبت میکند که یک کودک را قدمبهقدم به نقطه مرگ رسانده است. چه کسی او را جذب کرد؟ چه کسی تشخیص داد حضورش در اردوگاه اشکالی ندارد؟ چه کسی مسئول حفاظت از او بود؟ این پرسشها را نمیتوان با اشاره به دشمن بیرونی کنار گذاشت.
دیدبان: رهبران کومله ممکن است بگویند این افراد با میل خود آمده بودند.
دکتر سرمدی: اگر درباره یک فرد بالغ صحبت کنیم، بحث متفاوت است. اما درباره کودک یا نوجوان، فلسفه حقوق بینالملل دقیقاً بر این اساس شکل گرفته که تصمیم او نمیتواند مبنای رفع مسئولیت بزرگسالان باشد. اگر نوجوانی حاضر باشد وارد میدان مین شود، آیا این تصمیم، مین را بیخطر میکند؟ قطعاً نه.
دیدبان: عبدالله مهتدی سالها پیش سندی را درباره حمایت از کودکان امضا کرده بود. امروز آن تعهد چه جایگاهی دارد؟
دکتر سرمدی: همین تعهد، معیار قضاوت امروز است. تعهد زمانی ارزش دارد که در سختترین شرایط نیز اجرا شود، نه زمانی که فقط روی کاغذ باقی بماند. اگر اکنون مشخص شود کودکان و نوجوانان زیر هجده سال در همان ساختار نظامی حضور داشتهاند، طبیعی است که این پرسش مطرح شود: سازوکار اجرای آن تعهد چه بوده است و چرا نتوانسته از وقوع چنین اتفاقی جلوگیری کند؟
دانلود سند تعهدنامه رسمی حزب کومله کردستان برای منع استفاده از کودکان در جنگ – ۲۰۱۲ [فایل PDF]
دیدبان: اگر امروز فرصت داشتید فقط سه سؤال از عبدالله مهتدی بپرسید، چه میپرسیدید؟
دکتر سرمدی:
-
اول؛ چه نهادی مسئول کنترل سن افراد هنگام ورود به اردوگاه بوده است؟
-
دوم؛ وقتی خطر حملات افزایش یافته بود، چرا افراد کمسن از منطقه خارج نشدند؟
-
سوم؛ آیا حاضرید فهرست کامل افراد زیر هجده سال حاضر در اردوگاهها را برای بررسی یک نهاد مستقل ارائه کنید؟
اگر پاسخ این سه سؤال روشن باشد، بخش مهمی از ابهامها نیز روشن خواهد شد.
دیدبان: شاید برخی بگویند پرداختن به این موضوع، حمله انجامشده را توجیه میکند.
دکتر سرمدی: این یک دوگانه غلط است. حقوق بشر دادگاه هواداری نیست. ممکن است درباره یک حمله، بررسیهای مستقلی لازم باشد؛ اما همزمان این پرسش نیز باقی میماند که آیا همه اقدامات لازم برای دور نگه داشتن کودکان از خطر انجام شده بود یا نه. هیچ پاسخ حقوقی، پاسخ دیگر را حذف نمیکند.
دیدبان: در این میان جای خانوادهها کجاست؟
دکتر سرمدی: شاید مهمترین قربانیان خاموش همین خانوادهها باشند. والدینی که فرزندشان را برای زندگی بزرگ کردند، نه برای اینکه نامش در فهرست کشتهشدگان یک اردوگاه نظامی ثبت شود. حقوق بشر پیش از هر چیز، حق دادخواهی و حق همین خانوادهها برای دانستن حقیقت را به رسمیت میشناسد.
دیدبان: به نظر شما امروز اعتبار گروههای مسلح بیشتر با چه چیزی سنجیده میشود؟
دکتر سرمدی: نه با تعداد نیروها، نه با تعداد عملیات، بلکه با نحوه رفتارشان با آسیبپذیرترین انسانها. گروهی که نتواند از کودکان محافظت کند، هر ادعایی درباره دفاع از مردم داشته باشد، با یک پرسش جدی روبهرو خواهد بود.
دیدبان: اگر قرار باشد این گفتوگو با یک جمله تمام شود، آن جمله چیست؟
دکتر سرمدی: هر کودک کشتهشده، پیش از آنکه یک عدد در آمار باشد، شکست همه کسانی است که میتوانستند مانع حضور او در میدان جنگ شوند.





