مقاله «خشونت باروری علیه کودکان سرباز» (Reproductive Violence Against Child Soldiers) نوشته رزمری گری (Rosemary Grey)، پژوهشگر حقوق بینالملل، که در Leiden Journal of International Law از سوی انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شده است، به یکی از کمتر دیدهشدهترین ابعاد نقض حقوق کودکان در مخاصمات مسلحانه میپردازد.
این مقاله استدلال میکند که استفاده از کودکان در گروههای مسلح تنها به مشارکت نظامی، کار اجباری یا بهرهکشی جنسی محدود نمیشود، بلکه در بسیاری از موارد، بدن و توانایی باروری آنان نیز به ابزاری برای کنترل، سلطه و ادامه ساختارهای جنگی تبدیل میشود.
گری در این پژوهش تلاش میکند توجه حقوق بینالملل کیفری را به مفهوم «خشونت باروری» جلب کند؛ مفهومی که شامل مجموعهای از اعمال مانند بارداری اجباری، سقط جنین اجباری، جلوگیری اجباری از بارداری، ازدواج اجباری و دیگر اشکال کنترل بر تصمیمهای باروری افراد است. به باور نویسنده، این رفتارها باید بهعنوان بخشی از الگوی گستردهتر خشونت علیه کودکان سرباز مورد بررسی قرار گیرند.
قربانیانی فراتر از میدان نبرد
در ادبیات حقوق بشری، کودکان سرباز معمولاً بهعنوان کودکانی شناخته میشوند که بهطور غیرقانونی در نیروهای مسلح یا گروههای مسلح غیردولتی به کار گرفته میشوند. با این حال، تجربه بسیاری از این کودکان نشان میدهد که آسیبهای وارده به آنان بسیار فراتر از حضور در میدان جنگ است.
کودکانی که توسط گروههای مسلح جذب، ربوده یا تحت فشار قرار میگیرند، ممکن است به نقشهای مختلفی مانند جنگجو، نیروی خدماتی، پیامرسان یا نیروی پشتیبانی وادار شوند. اما در مورد بسیاری از دختران، این وضعیت با شکل دیگری از سوءاستفاده همراه است؛ سوءاستفادهای که مستقیماً بدن، هویت و آینده آنان را هدف قرار میدهد.
این کودکان ممکن است مجبور شوند وارد روابط جنسی شوند، به عنوان «همسر اجباری» اعضای گروه تعیین شوند، بارداری ناخواسته را تجربه کنند یا تحت کنترل اجباری درباره امکان مادرشدن یا جلوگیری از بارداری قرار گیرند. این اقدامات نهتنها نقض آزادی فردی آنان است، بلکه پیامدهای جسمی، روانی و اجتماعی بلندمدتی به همراه دارد.
خشونت باروری؛ شکل فراموششدهای از خشونت جنگی
یکی از نکات اصلی مقاله گری این است که چارچوبهای موجود درباره خشونت جنسی در جنگ، اگرچه پیشرفت مهمی در حقوق بینالملل ایجاد کردهاند، اما همیشه تمام ابعاد آسیبهای واردشده به قربانیان را پوشش نمیدهند.
تمرکز سنتی بر جرایمی مانند تجاوز جنسی باعث شده برخی اشکال دیگر کنترل بر بدن انسان کمتر مورد توجه قرار گیرند. در حالی که اجبار یک کودک به بارداری، جلوگیری اجباری از فرزندآوری یا تحمیل سقط جنین، تنها یک پیامد جانبی خشونت جنسی نیست؛ بلکه نوعی استفاده ابزاری از بدن قربانی برای اهداف فردی، سازمانی یا ایدئولوژیک است.
از این منظر، بدن کودک سرباز به بخشی از میدان قدرت تبدیل میشود؛ جایی که گروه مسلح تلاش میکند نهتنها رفتار و حرکت فرد، بلکه آینده زیستی و خانوادگی او را نیز کنترل کند.
ضرورت نگاه جامعتر به پدیده کودکسربازی
مقاله «خشونت باروری علیه کودکان سرباز» تأکید میکند که مقابله با کودکسربازی نباید صرفاً به جلوگیری از بهکارگیری کودکان در عملیات نظامی محدود شود. حمایت واقعی از کودکان قربانی جنگ نیازمند توجه به تمام اشکال آسیبهایی است که در دوران حضور آنان در گروههای مسلح تجربه میکنند.
بر این اساس، نهادهای حقوق بشری و سازوکارهای عدالت کیفری بینالمللی باید هنگام بررسی پروندههای مربوط به کودکان سرباز، علاوه بر مسئله جذب و استفاده نظامی، به الگوهای پنهانتر سوءاستفاده، از جمله خشونتهای مرتبط با جنسیت و بارداری نیز توجه کنند.
زیرا کودکانی که از جنگ بازمیگردند، تنها بازماندگان یک درگیری مسلحانه نیستند؛ بلکه بسیاری از آنان قربانی کنترل، بهرهکشی و نقض عمیق حقوق انسانی خود هستند که آثار آن ممکن است تا سالها پس از پایان جنگ ادامه یابد.





