بایگانی برچسب ها: خانواده

لوازم مبشر را در یک کیسه زباله داخل حیاط پرت کردند

مبشر کریم پور سه سال مفقود بود تا اینکه همسایه ها خبر کشته شدنش را به خانواده دادند. خانواده مبشر حتی ماهواره هم نداشتند که خودشان این خبر را بشنوند. خبری که نه فقط خانواده بلکه تمام آشناها و فامیل را شوکه کرد، زیرا مبشر پسری بسیار متدین و آرام و سربه زیر بود. او […]

سهیلا را در یک چشم به هم زدن ربودند

مدتها اعضای پژاک در روستایشان رفت و آمد می کردند و گاهی اوقات از مردم آن منطقه غذا و مایحتاج خود را تامین می کردند، خانواده سهیلا کردپور همیشه نسبت به آنها بی اعتنا بودند. پدر سهیلا یک روز همراه با دخترش مشغول کشاورزی بودند و برای استراحت مشغول به نوشیدن چای شدند و در همان […]

بهمن از ترس پژاک به دموکرات فرار کرد

بهمن قاسمی قلعه جوانی متولد سال ۱۳۷۴ شهرستان سقز از ترس پژاک به دموکرات پناه برد. قبل از اینکه بهمن توسط دوستانش مورد فریب واقع شود مشغول به کار بود و کمک خرج خانواده هم بود، ولی متاسفانه توسط یک سری از دوستانش فریب داده شد و به عضویت پژاک در آمد. خانواده بهمن نزدیک به ۱۴ ماه […]

پوریا امید و تکیه‌گاه دوران پیری پدرش بود

پوریا قادری تنها پسر خانواده بود و آنقدر به تحصیل علاقه‌مند بود که وارد دانشگاه شد اما متاسفانه با فریب یکی از دوستانش (آرمان سهرابی) خانه را ترک کرد. خانواده پوریا نزدیک به هفت سال است که هیچ خبری از پسرشان ندارند، گویا اعضای پژاک خانواده پوریا را بیشتر از هر خانواده‌ای که به دنبال […]

میثم محمدزاده دانش‌آموز بود، حتی تلفن‌ همراه هم نداشت

میثم محمدزاده دانش‌آموز بود، حتی تلفن همراه هم نداشت و تا به الان خانواده‌اش نمی‌دانند چطور شد که خانه را ترک کرد! میثم هیچوقت مشکلی با خانواده نداشت، پدرش تا جایی که می‌شد همه چیز را برای فرزندانش مهیا می‌کرد، اما همچنان نمی‌داند چه شد که میثم خانه و خانواده را ترک کرد. بعد از […]

بابک رحمتی و خانواده‌اش از قشر زحمتکش کارگر بودند

بابک و دیگر اعضای خانواده‌اش از قشر زحمتکش کارگر بودند؛ اعضای خانواده همگی کارگر بودند، بابک هم مدتها مشغول به کار گچ‌کاری بود ولی بدون هیچ دلیلی ناپدید شد؛ خانواده بابک تا جایی که می‌شد و در توان داشتند به دنبال او گشتند اما اثری از او نبود، بیشتر از این هم توان مالی زیادی […]

حاتم رفت و گریه‌های بی امان خانواده‌اش به جا ماند

حاتم رفت و گریه‌های بی امان خانواده‌اش به جا ماند… پدر حاتم از ترس پژاک فرزندان دیگرش را به خارج از روستا فرستاد، تمام وجودش خشم و نفرت است و البته با دیدگانی مملو از اشک به دنبال پسر جوان مرگش… پدر حاتم خوان جهان در مصاحبه با دیدبان حقوق بشر کردستان ایران سفره دل […]

امیر قرار بود عصای دست پدرش باشد نه زیر خاک

امیر خانی به شدت پسری آرام و سر به زیر و بسیار وابسته به خانواده بود. پدر امیر تا جایی که توانسته بود از فراهم کردن هیچ چیزی برای فرزندانش دریغ نکرده بود، امکان نداشت امیر با تصمیم خودش عضو پ.ک.ک شده باشد و پدرش مطمئن است که پسرش را ربوده و با اجبار به […]

علی پس از شکست عاطفی،مسیر زندگی‌اش را تباه کرد

علی نوروزی عاشق دختر خاله‌اش شده بود اما زمانی که با جواب منفی روبرو شد تمام زندگی خود را کنار گذاشت و تباه کرد. علی که دانشجوی نخبه و بسیار سر به زیری بود، متاسفانه خانواده و آینده درخشان خودش را با ناپدید شدنش کنار زد. هنوز خانواده‌اش نمی‌دانند چگونه با آن گروه (پژاک) آشنا […]

خانواده محمد امین هیچ اطلاعی از سرنوشت او ندارند

خانواده محمد امین غلامی هیچ اطلاعی از او ندارند و نمی دانند که سرنوشت وی در پژاک به چه ترتیب شده است. چندین سال پیش پدر محمد امین از دنیا رفت به همین دلیل او به همراه مادر و خواهرش در کنار خانواده پسرعمویشان زندگی میکردند و آنها هم همیشه سعی داشتند تا جایی که […]
عنوان ۱ از ۲۱۲ »

کُردی

آخرین مطالب