کابوس زندگی خانواده «بیان اعظمی» چیست؟

  • ۲ ماه قبل

رسانه های وابسته به پ ک ک و شاخه های متعدد آن همواره تلاش می کنند چهره ای زیبا، روشنفکرانه، مبارز و البته حق طلب از خود به نمایش بگذارند و به هرحال عده ای هم هستند که فریب این بازی رسانه ای را میخورند و به عضویت آن گروه ها در می آیند.

اما این تمام واقعیت رویکرد رسانه ای «پ ک ک» نیست! آنها ترفند دیگری در رابطه با سرنوشت اعضای خود و به خصوص کُردهای ایرانی دارند که بسیار غیرانسانی و نقض کننده حقوق بشر است.

بنگاه های خبری متعدد «پ ک ک» از اعضای کشته شده خود همواره سال ها پس از مرگشان خبر میدهند! و البته که با توجه به مواردی که پیشتر شاهد آن بودیم اصلا نمیتوان به صحت اطلاعات مندرج در اخبار آن مبنی بر زمان و مکان کشته شدن اعضایشان اطمینان داشت.

به کرات دیده شده که آنها اسامی و تصاویر اعضایی را که کشته شده اعلام کرده اند، اشتباه بوده است.

همچنین مواردی را شاهد بودیم که رسانه هایشان افرادی را جزو کشته شده های خود اعلام کردند، اما بعدها تصاویر یا خبرهایی از آن فرد/افراد منتشر می شود که دال بر زنده بودن آنها دارد!

بنابراین، نسبت به ادعاها و اخبار منتشر شده از سوی رسانه های «پ ک ک» همواره باید شک و تردید داشت و البته رویکرد غیرانسانی آنها که توامان بازی با روح و روان خانواده های عضو نیز هست را محکوم و مذموم شمرد.

بار سنگین مشکلات متعددی که متعاقب از دست دادن فرزندانشان متحمل این خانواده ها میشود بعضا به فروپاشی و نابودی کامل برخی از آن خانواده ها منجر می شود.

آنطور که پدر «بیان اعظمی» در گفتگویی با دیدبان حقوق بشر کردستان ایران مطرح کرده، «زندگی ما تبدیل به یک کابوس شده است چندین سال است که با دلهره زندگی می کنیم و می ترسیم یک روز مثل تمام این جوان ها که به کشتن می دهند خبر مرگ دخترمان را بشنویم، ای کاش حداقل یک خبر کوچکی از او داشتیم که بدانیم آیا زنده است یا مرده، سالم است و یا اتفاقی برای او افتاده است.»

بله، حقیقت امر این است که پ ک ک/پژاک و دیگر شاخه های آنها مستمرا در حال انجام اقداماتی ناقض حقوق کُردها هستند و آنها را می آزارند.

«رهبران اروپا نشین» این گروه ها که ادعای دفاع از خلق کُرد و مبارزه برای احقاق حقوق آنها را دارند، باید پاسخگوی زندگی های تباه شده خانواده هایی چون «بیان احمدی» ها را باشند.

سوال اینجاست که آیا سازمان های حقوق بشری جهانی اهرم فشاری برای پاسخگو کردن رهبران این گروه ها در اختیار ندارند؟!

آیا مسئولین دولت ایران نمی توانند در راستای کاهش آلام خانواده هایی مثل «بیان اعظمی» اقدامی انجام دهند؟

آنطور که «دستگاه دیپلماسی ایران» اعلام می کند روابط بسیاری خوبی میان مسئولین ایران با مقامات عراقی و اقلیم کردستان آن کشور حاکم است، پس چرا از این ظرفیت و توان در راستای احقاق حقوق خانواده های کُرد ایرانی استفاده نمی شود؟

به نظر وقت آن است که دولت ایران مماشات و آچه که رعایت حُسن همجواری مینامد را کنار گذاشنه و نسبت به اخراج گروه های شبه نظامی کُردی از منطقه اقلیم کردستان عراق با «مسئولین بغداد و اربیل» اتمام حجت کند.

آنچه که بارها در محافل رسانه ای ایران شاهد بودیم، مقامات دولت ایران خود را متعهد به پیگیری سرنوشت «گمشدگان ایرانی» می دانند و البته مسئولین اقلیم کردستان عراق را هم موظف به پاسخگویی، اما در عمل این سیاست آنها جنبه عملیاتی به خود نگرفته است.

امیدورایم مسئولین دولت ایران به این سوال پاسخ دهند که مگر می شود از خاک کشور همسایه متوجه «تهدید علیه مردم کشور خود» باشید و اقدامی جدی در جهت حذف آن تهدید انجام ندهید؟

در این میان تکلیف خانواده هایی چون بیان اعظمی که نمی توانند کاری انجام داده و نمی دانند که سرنوشت فرزندشان چه شده است، چه می شود؟

چه کسی می تواند پاسخگوی زندگی از هم پاشیده خانواده های قربانی سیاست «عضو گیری اجباری» گروه های شبه نظامی کُردی باشد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کُردی

آخرین مطالب